نویسندگان میهمان: علی زواشکیانی، محمدرضا بحرینیان

رفته‌رفته بحث دورکاری سازمان‌ها برای کوتاه یا حتی بلندمدت در فضای جامعه مطرح می‌شود و مدیران نیز به ناچار باید دربارۀ سازوکارهای مدیریتی سازمان خود و پیشبرد پروژه‌ها تصمیم‌های سختی بگیرند.

خوشبختانه در دورانی به سر می‌بریم که انبوهی از اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های آنلاین می‌توانند بخشی از این نیازها را پوشش دهند و استارتاپ‌هایی در حال کار هستند که با خدمات خود می‌توانند بخشی از نیازهای سازمان‌ها را برطرف کنند. پیش‌تر نوشتاری در خصوص راهنمای دورکاری برای سازمان‌ها منتشر کردیم و برخی از اصول دورکاری را شرح دادیم.

در این نوشتار نیز تعدادی از اپلیکیشن‌ها و سرویس‌هایی را معرفی می‌کنیم که برای دورکاری سازمان‌ها و تیم‌ها مناسب هستند. سعی شده است ابزارهایی معرفی شوند که کار با آن‌ها ساده است و به تخصص چندانی نیاز ندارند. برای انتخاب این اپلیکیشن‌ها و وبسایت‌ها با حدود بیست نفر از مدیران استارتاپی، فریلنسرها و متخصصان فناوری اطلاعات همفکری شده است. این ابزارها در سه دستۀ برگزاری جلسات، مدیریت پروژه‌ها و مدیریت داده‌ها معرفی می‌شوند.

1- برگزاری جلسات مجازی

1.1. اسکایپ (Skype.com)

اسکایپ یکی از محبوب‌ترین و پراستفاده‌ترین اپلیکیشن‌ها برای مدیریت ارتباطات مجازی و برگزاری جلسات در جهان است. نرم‌افزار این سرویس هم روی موبایل و هم کامپیوتر به‌راحتی نصب و راه‌اندازی می‌شود و در نسخۀ رایگان آن نیز تا چندین نفر می‌توانند هم‌زمان صحبت کنند یا ارتباط تصویری داشته باشند. در این برنامه می‌توانید صفحه‌نمایش خود را برای همۀ شرکت‌کنندگان پخش کنید و لذا می‌توانید اسلایدها یا سایر محتواها را از روی نمایشگر خود به حاضران در جلسه نشان دهید.

2.1. اسکای‌روم (Skyroom.online)

اسکای‌روم یک پلفترم ایرانی است که سرویس اصلی آن برگزار کلاس درس و وبینار به‌صورت آنلاین است؛ اما در کنار آن امکان برگزاری جلسات به‌صورت وب‌کنفرانس نیز مقدور است. مزیت اسکای‌روم این است که خدماتش با توضیحات کامل به زبان فارسی ارائه شده است و برگزاری جلسات تا سقف ده نفر در سرویس رایگان آن مقدور است. همچنین چون یک پلتفرم ایرانی است، اگر از آن راضی بودید برای خریدن سرویس‌های پولی آن مشکلی نخواهید داشت.

1. زوم (zoom.us)

یکی دیگر از سرویس‌های محبوب در ایران و جهان برای بارگزاری جلسات مجازی اپلیکشین زوم است. در این برنامه تا چندین نفر هم‌زمان می‌توانند صحبت کنند. البته نسخۀ رایگان آن محدودیت‌هایی دارد، مثلاً طول هر جلسه می‌تواند حداکثر چهل دقیقه باشد. بااین‌حال، به‌سبب کیفیت بالای صدا و تصویر از نسخۀ رایگان آن نیز خیلی استقبال می‌شود.

2. مدیریت فعالیت‌ها و پروژه‌ها

1.2. ترلو (Trello)

نرم‌افزار ترلو هم در بین مدیران ایرانی و هم در بسیاری از شرکت‌های جهان نرم‌افزاری خوب در زمینۀ مدیریت پروژه‌ها محسوب می‌شود. در این نرم‌افزار می‌توان فعالیت‌های مختلف با زمان‌بندی و اولویت‌بندی را به افراد گوناگون تفویض کرد و همه در جریان میزان پیشبرد کار قرار بگیرند و برای هر پروژه یا فعالیتی امکان گذاشتن پیام و همچنین بارگذاری مستندات و فایل‌ها وجود دارد. در نگاه اول ممکن است این نرم‌افزار کمی پیچیدگی داشته باشد، اما با کمی صرف وقت اعضای تیم به‌راحتی با فضا و امکانات آن مأنوس می‌شوند.

2.2. تسکولو (Taskulu.com)

تسکولو یک اپلیکیشن کامل و موفق ایرانی برای مدیریت آنلاین پروژه‌هاست. این اپلیکیشن به‌خوبی از زبان فارسی حمایت می‌کند و خدمات متنوعی همچون زمان‌بندی و تفویض وظایف به افراد، امکان گفت‌وگو و بارگذاری مستندات را نیز دارد. ضمن اینکه در صورت علاقه به‌راحتی می‌توان خدمات پولی آن را در ایران خریداری کرد.

3. مدیریت داده‌ها و اطلاعات

1.3. دراپ‌باکس (Dropbox.com)

کماکان یکی از محبوب‌ترین و پرکاربردترین بسترهای به‌اشتراک‌گذاری و مدیریت مستندات و اطلاعات سازمان‌ها دراپ‌باکس است. دراپ‌باکس یک فضای ابری در فضای اینترنت به شما می‌دهد که می‌توانید انواع فایل‌های سازمان خود را در آن قرار دهید و افراد مختلف توسط کامپیوتر یا گوشی‌های خود به آن دسترسی داشته باشند و بسته به میزان اختیاری که شما تعریف می‌کنید، بتوانند فایل‌ها را ببینند یا تغییری در آن‌ها ایجاد کنند. در نسخۀ رایگان دراپ‌باکس هر فرد تا 2 گیگابایت اطلاعات را می‌تواند ذخیره کند و به اشتراک بگذارد.

2.3. گوگل‌داکز و گوگل‌درایو (docs.google.com)

به علت اینکه اکثر مستندات شرکت‌ها و سازمان‌ها در بستر نرم‌افزارهای آفیس تدوین و استفاده می‌شوند، گوگل‌داکز یکی دیگر از بسترهای آنلاین محبوب شرکت‌ها و سازمان‌ها برای به‌اشتراک‌گذاری اطلاعاتی است که به‌صورت متن، فرم یا اسلاید تهیه شده‌اند. یکی دیگر از مزیت‌های گوگل‌داکز و گوگل‌درایو داشتن امکان ویرایش فایل‌ها از طریق خود نرم‌افزار تحت وب است. همچنین این بسترها از فرمت‌های متعددی پشتیبانی می‌کنند.

3.3. فضاهای ابری ایرانی

در سال‌های اخیر تعدادی از شرکت‌ها و استارتاپ‌های ایرانی نیز برای ارائۀ خدمات ابری به سازمان‌ها شکل گرفته‌اند. ابرآروان (arvancloud.com)، ابرینو (abrino.ir) و باکسارا (boxara.ir) از جمله بسترهای ابری هستند که در فضای وب به شرکت‌ها و سازمان‌ها فضایی مجازی اختصاص می‌دهند تا داده‌ها و اطلاعات را در آنجا ذخیره و همرسانی کنند.

مقاله قبلیمقاله بعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تخمین تعداد تخت بیمارستان در دوره پیک کرونا

فیلم جلسه ستاد مبارزه با کرونا منتشر شده است و دکتر سعید نمکی در جلسه می‌گوید می‌گوید که تحت بدترین و بدترین سناریو (و این را تکرار می‌کند که بدترین سناریو) ما نیاز به ۱۲۰۰۰ تخت بیمارستان خواهیم داشت و اطمینان هم می‌دهد که این عدد تخت را آماده داریم. لازم نیست اطلاعات جزیی پزشکی و اپیدمولوژی داشته باشیم که بدانیم این عدد برای سناریوی بدبینانه حداقل «ده برابر» کم‌تر از مقدار واقع‌بینانه است. من در این جا سعی می‌کنم بدون استفاده از مدل‌های پیچیده دینامیکی و مدل‌های ریاضی انتشار بیماری، فقط با یک منطق ساده و با فروض خوش‌بینانه، «تخمین سرانگشتی و تقریبی از حد پایین» از میزان تخت مورد نیاز در پیک بیماری بدهم. شاید به دست مسوولان مربوطه برسد و دست از این خوش‌خیالی بردارند. سعی می‌کنم همه فروض را شفاف بنویسم که متن قابل نقد باشد. مشتاق شنیدن نقد دوستان متخصص هم هستم که اگر جایی در محاسبات خطا بود اصلاح شود.

۱) مثل بقیه کشورهای دنیا، احتمالا قبول داریم که در سناریوی بدبینانه نزدیک ۶۰-۷۰ درصد جمعیت مبتلا خواهند شد. پس ما با چیزی حدود ۵۰ میلیون مبتلا (در کل دوره بحران) مواجه هستیم.

۲) فرض کنیم که فقط ۵٪ مبتلایان نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشند. این عدد از کجا آمده؟ طبق گزارش‌های جهانی این نسبت به شدت به سن بستگی دارد: در زیر ۵۰ سال فقط درصد اندکی از جمعیت دارای علایم نیاز به بستری دارند و در سنین بالاتر عدد خیلی بزرگ‌تر است و در پیرترین قشر به نزدیک ۳۰ درصد هم می‌رسد، ما یک میانگین وزنی ۱۰٪ را برای بیماران دارای علایم در نظر گرفتیم و فرض کردیم ۵۰٪ مبتلایان علامت داشته باشند. پس ما یک جمعیت دو و نیم میلیونی بیماران نیازمند بستری خواهیم داشت (البته نه هم‌زمان بل‌که در کل دوره اپیدمی).

۳) حال یک متغیر بسیار اساسی این است: یک نفر بیمار کرونانی چند روز روی تخت بیمارستان می‌ماند؟ اگر با ارجاع به مقالات موجود، فرض ۱۵ روز برای دوره بیماری و فرض ۱۰ روز بستری در بیمارستان را استفاده کنیم، به حدود بیست و پنج میلیون «روز-تخت» بیمارستانی در کل دوره بحران می‌رسیم. خیلی خوش‌بینانه فرض کنیم توزیع بستری شدن بیماران روی زمان یک‌‌نواخت (Uniform) است و حالت زنگوله‌ای رایج را ندارد. (اگر فرض زنگوله‌ای را بگیریم جواب نهایی خیلی بدتر می‌شود)

۴) اول به عدد ۱۲۰۰۰ تخت مورد ادعای وزیر برگردیم: برای این‌که تعداد اشغال تخت از این عدد نگذرد، دوره اپیدمی باید روی «دو هزار روز (شش سال)» کش بیاید. در حالی که در واقعیت انتظار داریم که بیماری در دوره‌ای حدود صد روز به اوج و فرود برسد که معنی آن «۲۵۰ هزار» تخت بیمارستانی در زمان پیک است.

۵) برای این‌که یک صحت‌سنجی بیرونی برای تخمین‌های سرانگشتی‌‌مان داشته باشیم به گزارش مشهور امپریال کالج لندن برای بریتانیا رجوع می‌کنیم (این گزارش سیاست دولت این کشور را تحت تاثیر قرار داد). این گزارش می‌گوید که تحت سناریوهای مختلف، در دوره پیک به چیزی بین «۱۰۰ تا ۳۰۰ تخت بیمارستان به ازای هر صد هزار جمعیت» نیاز خواهد بود (شکل شماره ۲ گزارش). عدد وسط را ۲۰۰ بگیریم و جمعیت ایران را ۸۰ میلیون فرض کنیم، به «۱۶۰ هزار تخت بیمارستانی» می‌رسیم که به لحاظ مقیاس خیلی نزدیک به تخمین سرانگشتی و تقریبی ما و خیلی دور از تخمین وزارت بهداشت است.

۶) دقت کنید که اکثر اعداد این محاسبات ما امیدوارکننده و خوش‌بینانه در نظر گرفته شده است و هدف فقط این بود که نشان بدهیم ۱۲۰۰۰ تخت در دوره پیک برای سناریو بدبینانه اصلا با ابعاد و اندازه مورد انتظار برای این بیماری سازگار نیست. من حدس می‌زنم که کسانی که عدد ۱۲۰۰۰ را تخمین زده‌اند، شاید به این نکته دقت نکرده‌اند که هر نفر قرار است «ده روز» بستری شود و در نتیجه تعداد تخت‌‌های مورد نیاز در هر لحظه «ده برابر تعداد مبتلایان جدید در هر روز» است.

۷) حال یک بار هم مساله را از آن طرف بگیریم: فرض کنیم که هدف این باشد که بیمارستان بستری در دوره پیک از ۱۲۰۰۰ تخت برنامه‌ریزی شده تجاوز نکند. اگر محاسبات قبلی را معکوس کنیم، تعداد کل مبتلایان از ابتدا تا انتهای بحران (صد روز) نباید از «دو و نیم میلیون» تجاوز کند. ولی این دیگر اسمش «سناریوی بدبینانه» نیست. اسمش «سناریوی خوش‌بینانه بسیار دقیق مدیریت‌شده» است.

دعای ما این است که حتی به این سناریوی دوم هم نرسیم و این شر زودتر از سر مردم کشور برداشته شود. ولی خب همان طور که قبلا گفتیم، فقط وقتی به این اعداد امیدوارکننده می‌رسیم که سیاست‌هایی که بقیه کشورهای دنیا در پیش گرفتند – از کاهش تعامل اجتماعی گرفته تا قرنطینه فردی بیماران در منزل و بیمارستان و … – را خیلی جدی و دقیق پیاده کنیم.

درباره روش بریتانیا در مقابله با کرونا

نویسنده مهمان: دکتر فرید فرخی. نسخه پی‌دی‌اف متن را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید. {توضیح: این مقاله قبل از تغییرات مهم در سیاست‌های بریتانیا در مقابله با کرونا نوشته و منتشر شده است. از زمانی که مقاله منتشر شده، سیاست‌های بریتانیا هم به سمت مقابله سخت‌گیرانه‌تر تغییر کرده است.}

هدف از این نوشته اول توضیحی است از روش بریتانیایی مقابله با ویروس کرونا (کوید۱۹)، دوم توضیح کوتاهی در خطر ساده‌سازی و یا تعمیم آن به شرایط ایران.

در عمل، هر کشوری ترکیبی از روش‌های مختلف برای مقابله با ویروس کرونا را پیش می‌گیرد. این روش‌ها در رویکرد کلان‌شان تفاوت‌هایی دارند و در نتیجه شاید بتوانیم هر کدام آنها را روش یک کشور بنامیم. روشی که چین و بعدا ایتالیا پیش گرفتند ترکیبی از قرنطینه کردن مناطق پخش ویروس و تعطیل کردن فعالیت‌های اقتصادی و روابط اجتماعی تا حد ممکن است که لازمه آن بسیج رسانه‌ای و استفاده از قانون برای نگه داشتن مردم در خانه و کمک‌ به تامین غذا و بهداشت برای این جمعیت است.

روش دیگری که کشوری مثل تایوان پیش گرفت کنترل همگانی افراد جامعه و شناسایی افراد مشکوک به بیماری و ایزوله کردن آنها در اولین مراحل شیوع است. علاوه بر اقدام سریع و هشیاری بالای عمومی، موفقیت نسبی تایوان مدیون داشتن زیرساخت‌های منحصربفردی مثل داده‌های بسیار جزیی از تاریخچه سلامت افراد، کنترل به موقع سفرهای تک تک افراد جامعه، ابزار تشخیص موثر افراد بیمار و ایزوله کردن آنها، در کنار سازماندهی منظم مدیریتی بوده است. این درجه از آمادگی تا حدی به تجربه کشورهای آسیای شرقی در برابر ویروس‌های گذشته مثل سارس برمیگردد.

در کنار این رویکردها روش دیگری هم پیشنهاد شده که می‌توان آن را روش دولت بریتانیا نامید. اولین فرض این رویکرد این است که درصد بزرگی از جامعه، شاید تا سه چهارم مردم، به طور اجتناب‌ناپذیری این ویروس را خواهند گرفت چرا که دیگر برای جلوگیری از شیوع گسترده‌ و همه‌گیر دیر شده است. اما می‌توان سه چیز را مدیریت کرد: نرخی که مردم بیمار می‌شوند، اینکه چه گروه‌هایی بیمار بشوند، و اینکه گروه‌هایی که در معرض خطر شدیدی هستند ایزوله نگه داشته بشوند.

اگر این فرض درست باشد که بخش بزرگی از جامعه در هر حال ویروس را می‌گیرند، آنگاه لازم است با نرخی مبتلا بشوند که ظرفیت درمانی کشور (یعنی تعداد تخت‌های بیمارستان‌ها، تجهیزات پزشکی از جمله کیت‌های شناسایی، تعداد دکترها و پرستارها) توان پذیرش و درمان بیماران را داشته باشد. برای اینکه نرخ بیمار شدن افراد متناسب با ظرفیت درمانی جامعه باشد باید فقط به افراد کم‌خطر اجازه داد تا در معرض ویروس قرار داشته باشند، یعنی کسانیکه مثلا سن‌شان کمتر از ۵۰ یا ۶۰ سال است و سابقه بیماری ریوی، قلبی، یا دیابت ندارند چون به شرط ابتلا، نرخ بروز علایم شدید و نیاز به بیمارستان در این گروه بسیار کمتر از گروه پرخطر است. بنا به اینکه ظرفیت درمانی جامعه چه اندازه است باید محاسبه بشود که چه میزان از فعالیت‌های اقتصادی و گردهمایی‌های اجتماعی کاهش پیدا کند تا نرخ بیماران وارد شده به بیمارستان‌ها در تناسب با نرخ بیماران بهبودیافته از بیمارستان‌ها قرار بگیرد.

در نتیجه، شاید لازم باشد برای مدتی رویدادهای ورزشی و فرهنگی تعطیل شوند و عده‌ای از خانه کار کنند و مراقبت‌ها رعایت ‌شود دقیقا تا جاییکه نرخ تولید بیمار در جامعه متناسب با نرخ خروج بیمار از جامعه (یعنی نرح بهبودی به‌علاوه نرخ مرگ) باشد. فرق این روش با روش چین یا ایتالیا در اینجاست که گروه کم‌‌خطر تا جایی‌که ظرفیت درمانی اجازه می‌دهد در اجتماع و اقتصاد می‌ماند و به تدریج که این گروه ایمن می‌شود فعالیت‌های بیشتری نیز به وضع عادی برمی‌گردند. مثلا رویدادهای ورزشی از سر گرفته می‌شود و مشاغل دیگر به فعالیت عادی برمی‌گردند. هزینه این روش این است که اجازه می‌دهد درصدی از گروه کم‌خطر مریض شوند و از بین آنها درصدی از بین بروند. نرخ مرگ به ابتلا شاید برای این گروه ده یا بیست مرتبه کوچکتر از گروه پرخطر باشد، اما هزینه انسانی همچنان بزرگ خواهد بود. علت اینکه سیاست‌گزار چنین راهی را انتخاب می‌کند این است که در اعتقاد او جایگزین این هزینه انسانی بزرگ، یک هزینه انسانی بزرگتر است. پس باید دید که مزیت این رویکرد و در مقابل هزینه‌ رویکرد جایگزین چیست.

نخستین نگرانی این است که رویکرد جایگزین (یعنی قرنطینه مناطق بیمار، نگه داشتن مردم در خانه، مراقبت‌های شدید همگانی و تعطیلی بخش بزرگی از کسب و کار) تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند. آیا مثلا در سه ماه آینده کاهش نرخ بازتولید بیماری به‌ حدی میرسد که ویروس ناپدید ‌شود؟ اگر لازم است که در این دوره ریاضتی بمانیم تا پروسه ساخت واکسن تمام شود، در این صورت آیا باید شش ماه صبر کنیم یا یک سال یا یک سال و شش ماه؟ اگر بعد از مدتی از مراقبت و ریاضت دست برداریم و به سیستم روزمره قبلی نزدیک بشویم آیا دوباره ویروس از راهی وارد می‌شود و ما با صورت مساله‌ای که امروز روبرو هستیم دوباره روبرو می‌شویم؟ علاوه بر این، هزینه‌ شدیدی را که بر مردم به‌خاطر ضعیف‌شدن اقتصاد و تعطیل شدن کسب و کارها وارد می‌شود باید جدی گرفت. جامعه تا به کجا حاضر به پرداخت هزینه‌های اقتصادی است و دولت تا کجا می‌تواند حدی از رفاه را برای مردمی که مجبور شده‌اند کمتر کار ‌کنند یا کار نکنند تامین کند؟

در مدل بریتانیایی، گروه کم‌خطر با نرخی متناسب با ظرفیت درمانی به ویروس مبتلا می‌شوند، و چون متناسب با نرخ بیماران مراقبت درمانی وجود دارد از مراقبت پزشکی محروم نمی‌شوند. در هر حال، به شکل اجتناب‌ناپذیری افرادی از این گروه کم‌خطر تلف می‌شوند. ما می‌دانیم که نرخ مرگ به ابتلا به مراتب در گروه کم‌خطر کمتر است، اما نمی‌دانیم دقیقا چند است، شاید یک‌ در هزار یا یک در چندهزار باشد، شاید هم بیشتر یا کمتر. در هر حال چون در این مدت گروه کم‌خطر فعالیت‌های اقتصادی را ادامه می‌دهند نگرانی چندانی درباره تامین ضروریات، از بین رفتن سرمایه‌ها و کسب و کارها و دیگر هزینه‌های اقتصادی وجود ندارد. در نهایت پس از این‌که همه افراد گروه کم‌خطر ویروس گرفتند همه آنها با هم ایمن می‌شوند و به اصطلاح ایمنی گله‌ای به‌وجود می‌آید. چون این افراد ایمن دیگر ناقل هم نیستند، می‌توان گروه پرخطر را هم به جامعه برگرداند.

کارکرد این مدل بر چندین عقیده استوار است که اثبات درستی آنها بر ما معلوم نیست. آنچه اینجا سبک سنگین می‌کنیم فایده خریدن زمان است در برابر منفعت آن. مدل بریتانیا شباهت‌هایی به مدل ایتالیایی دارد از این جهت که باید با مراقبت و دوری اجتماعی مطمئن شد که ظرفیت درمانی سرریز نکند. اما تفاوت آن در این است که وقتی این شرط برقرار شد وزن کمتری به مراقبت و وزن بیشتری به از سرگیری فعالیت‌های اقتصادی می‌دهد. فرض دیگری که مدل بریتانیا دارد این است که افرادی که از بیماری بهبودی پیدا میکنند دوباره این بیماری را نمی‌گیرند بلکه ایمن می‌شوند و ناقل هم نخواهند بود.

در واقع، هزینه خرید زمان ضعیف شدن اقتصاد و ریاضتی‌شدن زندگی مردم است و منفعت آن تنها وقتی محقق می‌شود که بتوان در آینده جلوی ویروس را گرفت. اما این منفعت عدم قطعیت دارد چون ما نمی‌دانیم که این انتشار ویروس با گرم شدن هوا چقدر آهسته می‌شود و حتی اگر بشود احتمال می‌رود که دوباره در پاییز بر‌گردد و اگر برگشت چه کار کنیم؟ دوباره باید مراقبت و قرنطیه را شروع کنیم و وارد یک چرخه‌ای می‌شویم که فقط وقتی می‌شکند که واکسن بیاید. اما ما نمی‌دانیم واکسن این ویروس چه وقتی به بازار می‌آید و اگرچه هر زمانی بیاید موثرترین ابزار برای جلوگیری از ادامه فاجعه خواهد بود ولی ممکن است تا آن زمان هم هزینه انسانی بزرگی داده باشیم هم اقتصاد را به شرایط ریاضتی برده باشیم.

در مقایسه با رویکرد کشوری مثل تایوان، رویکرد بریتانیا بر این فرض استوار است که جامعه زیرساخت لازم برای اجرای تشخیص موثر بیماران و ایزوله کردن آنها را در مقیاس ملی ندارد چون در واقع دیگر دیر شده است و سازماندهی لازم، آمادگی برای سیاست‌گزاری هماهنگ، یا ابزاری مثل اطلاعات دقیق رکوردشده از سلامت افراد جامعه یا تعداد کافی کیت شناسایی وجود ندارد. مبنای این رویکرد این است که اگر همه دنیا مثل تایوان بود ویروس بعد از مدتی ناپدید می‌شد ولی با شرایط موجود قبل از ورود واکسن درصد بزرگی از جامعه به هر حال این ویروس را می‌گیرند، در نتیجه هزینه خرید زمان بزرگتر از منفعت آن است.

این توضیحات بر اساس برداشت من از اخبار و مقالات موجود است و مصون از برداشت شخصی یا اشتباه احتمالی نیست. علاوه بر این، بحث بر سر اینکه چه رویکردی در مقابله با کوید۱۹ موثرتر است ابعاد وسیعی دارد که نه در اندازه این نوشته می‌گنجد و نه قطعا در اندازه دانش من. هدف مهم‌تر این نوشته این است که رویکردی که من مدل بریتانیا نامیدم برای ما ایرانی‌ها چه پیام سیاست‌گزاری می‌تواند داشته باشد. جواب من این است که در حال حاضر مطلقا و هرگز از آن نباید نتیجه گرفت که سیاست‌گزار در ایران گروه کم‌خطر را از خانه دربیاورد و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی را برای آنها باز کند. به دو دلیل بسیار مهم.

اول، حتی اگر مدل بریتانیا را بپذیریم اولین پیام آن این است که نرخ بیمار شدن افراد در جامعه باید متناسب با ظرفیت درمانی جامعه باشد. در کشور ما در حال حاضر ظرفیت بیمارستان‌ها کاملا پر است و بیماران زیادی (چه ویروس و چه بیماری‌های دیگر) هستند که علیرغم نیازشان به مراقبت‌های جدی پزشکی ظرفیتی برای پذیرش آنها وجود ندارد. چنین وضعیت پرفشاری نه تنها این بیماران را در معرض ریسک بزرگی قرار میدهد بلکه باعث مریضی و از بین رفتن بخشی از پزشکان و پرستاران کشور می‌شود.

دوم اینکه ما هنوز در مرحله‌ای هستیم که بخشی از سیاست‌گزاران و مردم جامعه خطر ویروس را با یک یا دو ماه تاخیر درک می‌کنند، اقدامی که باید یک یا دو ماه قبل انجام می‌شد امروز قرار است انجام بشود و وقتی هم انجام می‌شود با هرج و مرج مدیریتی و به شکلی ناقص صورت می‌گیرد. در چنین شرایطی ساده‌سازی مدل بریتانیا باعث می‌شود که نسخه کاریکاتوری از آن ابزاری برای توجیه بی‌کفایتی‌ها و بی‌مسولیتی‌ها بشود و علاوه بر این مانعی درست شود در برابر توصیه جمعی به در خانه ماندن و مراقبت‌های جدی. در نتیجه چه مدل بریتانیا را قبول داشته باشیم یا نه، می‌بایست در خانه ماندن و فاصله گرفتن اجتماعی به‌ویژه از مسن‌ترهای جامعه را به‌شکلی جدی توصیه کرد.