هرکس بسته به موقعیت خود می‌تواند قدم‌هایی برای مقابله با بیماری بردارد. در همه سطوح مهم‌ترین قدم به کاهش پخش ویروس از طریق کاهش برهم کنش ها و کم کردن ریسک انتقال ویروس در صورت بر هم کنش باز می‌گردد. در زیر این قدم‌ها در سه سطح خانواده، مراکز پزشکی، و سیاستگذاران دولتی خلاصه شده است. عمده این پیشنهادها از منابع پزشکی و سازمان‌های مسوول جهانی اقتباس شده و منابع مربوطه و جزییات بیشتر در صفحه پاسخ به سوالات آمده است:

فرد و خانواده

۱. کاهش برهمکنش‌های اجتماعی با با کاهش حضور در اجتماعات، مراکز خدماتی عمومی و خرید، توالت عمومی، وسایل نقلیه عمومی، میهمانی ها، مراسم مذهبی، ورزشی، هنری و در صورت امکان با کار از خانه.

۲. عدم بیرون آوردن و استفاده از موبایل در فضاهای عمومی چرا که موبایل میتواند به سطحی برای انتقال ویروس از بیرون به خانه و صورت شما تبدیل شود.

۳. کاهش احتمال انتقال ویروس با شستشوی کامل دست با آب گرم و صابون خصوصا پس از هر برهمکنشی خارج از خانه و بلافاصله پس از ورود به خانه، عدم دست زدن به صورت (خصوصا چشم، بینی، دهان) قبل از شستشوی دست، عدم روبوسی، آغوش کشیدن و یا دست دادن، و حفظ فاصله با دیگران تا حد ممکن.

۴. کاهش نشر ویروس با پوشاندن دهان با بالای آرنج یا دستمال هنگام سرفه یا عطسه (دستمال را سریعا در سطل بیندازید)، ماسک زدن هنگام سرماخوردگی یا هر بیماری مشکوک دیگر، قرنطینه شخصی در خانه در صورت داشتن علایم مشکوک: تب و سرفه خشک و خستگی.

۵. در صورتی که علایم مشکوکی دارید، اما حالتان بد نیست، از رفتن به مراکز بهداشتی خودداری کنید و در خانه خود را قرنطینه کنید. صفحه پاسخها اطلاعات بیشتری در مورد قرنطینه شخصی ارایه می کند. شانس اینکه بیماری شما سرماخوردگی عادی باشد و در بیمارستان به ویروس کرونا مبتلا شوید بالاتر است، و دارویی برای درمان بیماری در دسترس نیست. فقط در صورت مشکلات تنفسی با تماس با اورژانس برای انتقال به مراکز تخصصی بیماران کرونا اقدام کنید.

۶. به طور خاص توصیه های ایمنی را برای مسن‌ترها و افراد با پیش زمینه بیماری قلبی، ریوی، سیگار، دیابت و سیستم ایمنی جدی بگیرید.

۷. در حال حاضر شواهدی از فواید داروهای گیاهی یا رژیمهای غذایی برای مقابله این بیماری وجود ندارد. ترس در جامعه زیاد است و تشخیص اطلاعات قابل اعتماد از نظرات شخصی و بعضا مشکل زا سخت و پرهزینه، از پخش اطلاعات بدون منبع شناخته شده و معتمد روی شبکه های اجتماعی خودداری کنید.

مراکز پزشکی

در روزهای آخر سال ۹۸ انتظار شیوع گسترده و بالا رفتن سریع مراجعین به مراکز درمانی می رود. در این شرایط و با امکانات محدود محافظتی و درمانی مراکز بهداشتی خود می توانند به مرکز پخش بیماری تبدیل شوند. مدیران این مراکز باید بررسی کنند که با فرض چند برابر شدن تقاضا چگونه میتوانند هم پاسخگو باشند، هم موجب پخش بیشتر ویروس نباشند، و هم سلامت جسمی و روحی کادر پزشکی به خطر نیفتد. پاسخ به این سوال ساده نخواهد بود و هر سیاستی کاستی هایی خواهد داشت, فقط یک برنامه دقیق و جدی می تواند هزینه ها و خطرها را کنترل کند. بسته اطلاعاتی سازمان بهداشت جهانی در این لینک برای این منظور مفید است. البته بدون درک دقیقتر از شرایط محلی ارایه پیشنهادات مشخص ممکن نیست, با این وجود یادآوری بعضی ایده های ساده و پایه ای ممکن است بیفایده نباشد:

۱. راهنمایی شفاف و کوتاه برای مراجعین مشکوک به کرونا داشته باشید. آن را کپی کنید, و به محض ورود (ترجیحا قبل از ورود به محوطه عمومی) به دست آنها بدهید و بخواهید آن را به دقت دنبال کنند.

۲. جدا کردن سریع مراجعین مشکوک به کرونا از سایر بیماران و اختصاص مراکز خاص به آنها با امکانات قرنطینه و پوشش محافظ برای کادر مربوطه امری لازم است.

۳. حفظ سلامت کادر پزشکی بسیار مهم است. پزشک بیمار نه تنها کمکی به بیماران کرونا نمی کند, بلکه توانایی درمان سایر بیماریها را نیز از دست می دهد. لذا اولویت بالای مراکز باید حفظ سلامت کادر پزشکی باشد.

۴. مدیریت استرس و غلبه بر ترس در بین مراجعین و کادر پزشکی در بهبود فرایندهای کاری و عملکرد سیستم بهداشتی مهم است. حمایت از همکاران, توجه به سلامت روانی, رژیم غذایی, خواب, و حفظ ارتباطات خانوادگی و اجتماعی نکاتی ساده اما تاثیر گذارند.

سیاست‌گذار

۱. مهمترین مسیر قطع بیماری کاهش تماسهای سطح جامعه به زیر یک سوم نرمال است. دولت می‌تواند با تعطیل کردن مراکز عمومی، دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد، مراکز هنری، ورزشی و غیره نسبت به این مهم اقدام کند. از طرف دیگر به توجه به احتمال طولانی شدن مبارزه با بیماری به ماهها، تعطیلی همه فعالیتها میسر نیست و پیدا کردن ترکیب مناسبی از کاهش تعاملات و حفظ فعالیتهای کلیدی اقتصادی احتیاج به بررسی جدی و کار کارشناسی دارد.

۲. اعتماد به متخصصین و نظام پزشکی کشور و استفاده فعالانه از این نیروها در جلب اعتماد عمومی، تعبیه راهکارهای کارا، و اجرایی کردن برنامه ها نقش اساسی دارد.

۳. اطلاع رسانی شفاف , هرچند سخت, لازم است. این اهم به جلوگیری از شایعات کمک میکند, به شهروندان امکان هماهنگی با واقعیتهای روز جامعه را می دهد, و جلوی اشتباهات جدی در برخورد با بیماری را خواهد گرفت. همچنین درک واقعیتها برای برخورد کارای بقیه دنیا لازم است. آلودگی کشورهای بیشتر شانس ریشه کنی بیماری در همه کشورها, منجمله آنهایی که زودتر آلوده شده اند, را کم می کند.

۴. کاهش تماس اجتماعی، متاسفانه، هزینه‌های اقتصادی زیادی بر کشور و به خصوص اقشار آسیب‌پذیر دارد. با توجه به سطح گسترش کرونا، و با توجه به اجتناب ناپذیر بودن کاهش تماس اجتماعی، سیاستگذاران اقتصادی باید به فکر راه‌‌ حل‌های حمایتی از اقشار آسیب‌پذیر باشند. به بیانی دیگر مسئله کرونا، تنها موضوع سیاستگذاری بهداشت نیست و کاهش اثرات اقتصادی ناشی از آن نیاز به اجرای سیاست‌‌های پیشگیرانه اقتصادی دارد.

مقاله قبلیمقاله بعدی
دانشیار سیستم‌های دینامیکی
MIT

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شباهت‌ها و تفاوت‌های ایران در مساله کرونا

مقدمه: در برخورد با بحران ویروس کرونا-۱۹، کشورهای مختلف لزوما یک‌سان رفتار نکرده‌اند و متناسب با ظرفیت‌های ملی و چارچوب نظام سیاسی و بهداشتی خود استراتژی‌های متفاوتی را دنبال کرده‌اند. در مورد ایران هم با وجود این‌که برخی اقدامات و سیاست‌ها مشابه اقدامات کشورهای دیگر است ولی مسیر کلی برخورد با مساله و راه‌حل‌های دنبال شده تا حد زیادی متفاوت از دیگر کشورها و به نوعی منحصر به فرد است.
به طور مشخص‌تر، سوالی که بسیاری از ناظران از خود می‌پرسند این است که چرا دولت ایران پس از گذشت تقریبا دو ماه از بروز اولین نشانه‌های ابتلا در کشور، هنوز به یک استراتژی مشخص و روشن و قاطع در برخورد با مساله نرسیده است و به صورت کژدار و مریز و نوسانی با موضوع برخورد می‌کند. به عنوان مثال، در ابتدای موضوع صحبت از استراتژی غربال همه‌گانی و ریشه‌کن‌سازی سریع ویروس کرونا-۱۹ می‌‌شود. چند روز بعد تصمیمات کلیدی برای پیاده‌سازی یک قرنطینه وسیع و تعطیلی تعاملات اجتماعی ظرف ۲۴ ساعت اعلام می‌شود ولی عملی نمی‌شود و در نیمه رها می‌شود. سفرهای نوروزی در ابتدا ممنوع نمی‌شود ولی سیاست محدودسازی سفر در اواخر تعطیلات اجرا می‌شود و نهایتا بدون این‌که تکلیف دقیق شیوع بیماری در نقاط مختلف کشور روشن شده باشد بازگشایی اقتصاد و بازگشت به حالت عادی اعلام می‌شود. هم‌چنین نشانه‌های مشخصی از سیاست بازگشایی هوشمند (مثل تفکیک بین بخش‌های کلیدی و غیر کلیدی یا تفکیک شهروندان در معرض ریسک) در این تصمیم دیده نمی‌شود.

در این مقاله – بدون این‌که مدعی باشیم که توضیح کامل برای درک همه رفتار‌های دولت در قبال بحران کرونا داریم – قصد داریم که برخی شباهت‌ها و تفاوت‌هایی که بین وضعیت ساختاری ایران و کشورهای دیگر وجود داشت را برجسته کنیم و در مورد تاثیر این شباهت‌ها و تفاوت‌ها بر روی اقدامات و نتایج صحبت کنیم. تحلیل ما البته جامع و کامل نخواهد بود چون هم فرصت پرداختن به همه عوامل در یک مقاله کوتاه وجود ندارد، هم منطق همه رفتارهای دولت بر ما شناخته شده نیست و هم برای برخی عوامل – مثلا کیفیت حکومت‌گری در دوره بحران – هنوز سنجه قابل اعتمادی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن‌ها در مورد تفاوت عمل‌کرد کشورها قضاوت کرد. ضمن این‌که هنوز گمانه‌های زیادی در مورد بیماری و عوامل موثر بر میزان تلفات آن وجود دارد – مثل تاثیر آلودگی هوا، دما یا واکسن BCG – وجود دارند که رابطه دقیق بین آن‌ها و سرعت گسترش و تلفات بیماری هنوز به طور کامل شناخته نشده است.

مطالعه ادامه مقاله در فرمت پی‌دی‌اف

بازگشت به زندگی عادی با چه منطقی؟


یکی دو روز است که خبری دست به دست می‌شود که دولت بازگشایی فعالیت‌ها و بازگشت به فعالیت عادی را از چند روز دیگر اعلام کرده است. اگر ابتدا به ساکن با ظن مثبت نگاه کنیم، احتمالا دلیل و منطقی پشت این تصمیم بوده است. ولی این دلیل و منطق نه با شهروندان در میان گذاشته شده است و نه افق بعدی و اقدامات احتیاطی در صورت مشاهده موج بعدی سرایت روشن است.

اول به گمانه‌های محتمل بپردازیم تا باب بحث عقلانی باز شود. از یک منظر تحلیلی و عقلانی، چرا دولت باید تصمیم به بازگشایی بگیرد؟ این‌ها مواردی است که به ذهن ما می‌رسد:

۱) ایمنی گله‌ای: شاید دولت با دست‌رسی به‌تر به آمار و ارقام و تبدیل نسبت آمارهای رسمی به آمارهای واقعی (مبتلایان بدون علامت)‌ به این نتیجه رسیده است که میزان ابتلا در کشور در حدی بوده که از پیک عبور کرده و عملا موج بیماری را پشت سر گذاشته است.

تحلیل: هر چند که از مهندسی معکوس نرخ مرگ و میر در برخی شهرهای پرتلفات کمابیش به چنین حدسی می‌رسیم ولی به نظر نمی‌رسد که حتی با ارقام بدبینانه (مثلا باور به وجود چند میلیون مبتلای پنهان در کشور)، کشور هنوز به نقطه ایمنی گله‌ای رسیده باشد.

۲) اعتقاد به هزینه پایین کرونا: احتمال دوم این است که دولت با نگاه کردن به ساختار جمعیتی کشور (جوان بودن جمعیت)، چگالی جمعیتی، وضعیت آب و هوایی، آماده کردن زیرساخت‌‌های درمانی و غیره به این نتیجه رسیده است که حتی در بدترین حالت هم کرونا در کشور ما خیلی پرتلفات نخواهد بود.

تحلیل: هر چند بخش‌هایی از این گمانه – مثل جوانی جمعیت – ممکن است درست باشد ولی به نظر نمی‌رسد که در صورت شیوع بیماری عدد تلفات در شهرهای بزرگ و متراکمی مثل تهران کوچک باشد. شاید این تحلیل در شهرهای کوچک، با آب و هوای گرم و تراکم جمعیتی پایین تا حدی درست باشد.

۳) تحمل‌پذیر نبودن هزینه‌های قرنطینه طولانی: گزینه سوم این است که دولت به این نتیجه رسیده است که با وضعیت تحریم‌ها، رکود اقتصادی، بودجه دولت و اندازه بزرگ جمعیت کشور، اساسا راهی برای یک قرنطینه سراسری با افق زمانی نامشخص و طولانی وجود ندارد. به عبارت دیگر در محاسبات هزینه/فایده شاید جمع‌بندی این بوده که تلفات قرنطینه ممکن است از تلفات کرونا بزرگ‌تر باشد.

تحلیل: احتمالا رگه‌هایی از چنین تحلیلی در ذهن سیاست‌گذاران بوده است ولی حتی در چنین حالتی هم باید یک برنامه خیلی مشخص برای حداقل کردن نرخ سرایت و تلفات (مثل بازگشایی انتخابی، فاصله‌گذاری اجتماعی، برنامه مراقبت‌های بهداشتی در محیط کسب و کار، عدم بازگشایی بخش‌های غیرحیاتی جامعه) اعلام می‌‌شد که ما آن را ندیده‌ایم.

۴) امید به کنترل کرونا بدون قرنطینه: احتمال چهارم این است که تصور سیاست‌گذار این بوده که یا واکسن/درمان کرونا به زودی کشف خواهد شد، یا دمای هوا باعث از بین رفتن ویروس خواهد شد و یا سیاست‌هایی مثل غربال‌گرایی سراسری و گسترده و قرنطینه مبتلایان باعث خواهد شد تا بدون تعطیلی کامل جامعه بتوان بیماری را سرکوب کرد. 

تحلیل: سیاست‌هایی مشابه این روش در برخی کشورها (مثلا کره) به کار رفته است و تا حد خوبی جواب داده است. ولی چنین برنامه‌ای مستلزم یک غربال‌گری بزرگ‌مقیاس، امکانات کافی برای قرنطینه مبتلایان بدون علامت (چیزی شبیه نقاهت‌گاه) و اطمینان از عدم اختلاط مبتلایان و غیرمبتلایان است. اگر برنامه این بوده است باید جزییات و منابع آن اعلام شود و شهروندان هم در جریان چارچوب زمانی و جغرافیایی آن قرار بگیرند. 

۵) هیچ کدام از این موارد: و البته یک حالت هم این بوده که سیاست‌گذار کلا به چنین تحلیل‌‌ها و مقایسه‌ها و آمار و ارقامی اعتقاد ندارد و خیلی دل‌بخواهی یا از سر استیصال تصمیم گرفته است که جامعه را به حالت عادی بازگرداند. ان‌شاا… که حالت محتمل این نیست.

جمع‌بندی سیاستی: ما دست‌رسی به آمار و ارقام و گزارش‌ها و ذهنیت‌های دولت نداریم و نمی‌دانیم این تصمیم با چه منطقی اتخاذ شده است. ولی شهروندان کاملا حق دارند که از دولت بخواهند شفافیت پیشه کند و منطق تصمیماتش را اعلام کند. ضمن این که نمی‌دانیم که چرا تصمیم به بازگشایی با اقدامات احتیاطی که بقیه کشورها به دنبال آن هستند ترکیب نشده است. این‌ها برخی سوالات مهم است:

۱)‌ آیا برنامه‌ای برای تفکیک جمعیت با ریسک بالا (مثلا افراد مسن) از بقیه جامعه وجود دارد؟
۲) سیاست‌هایی مثل فاصله‌گذاری اجتماعی، ماسک‌زدن همه‌گانی و تعطیلی اجتماعات بزرگ چه جای‌گاهی در این تصمیم دارند؟
۳) آیا لازم است همه بخش‌های جامعه به حالت عادی بازگردد؟
۴) نقش سیاست‌هایی مثل حداکثر سازی دورکاری (در مشاغلی که امکان آن هست) در این برنامه کجا است؟
۵) آیا قرار است برنامه غربال‌گری بر اساس تست‌های سریع و ارزان دنبال شود؟
۶) چه مکانیسم‌هایی برای رصد دقیق نرخ انتشار بیماری در جامعه و توقف سریع تصمیمات فعلی در صورت بروز نشانه‌های گسترش بیماری تعبیه شده است؟ 
۷) نقش نهادهای مدنی و ظرفیت‌های مردمی برای سیاست قرنطینه مبتلایان بدون علامت چیست؟
۸) سیاست‌های مربوط به سفر (داخلی و خارجی) و جابه‌جایی جمعیت چه خواهند بود؟
و خیلی سوالات دیگر که پاسخی برای آن‌ها در برنامه‌های دولت نمی‌بینیم.